... - تاریخ: 1401/6/31 ساعت: 22:28
[unable to retrieve full-text content]باش تا نفرین ِ دوزخ از تو چه سازد، که مادران ِ سیاهپوش ــ داغداران ِ زیباترین فرزندان ِ آفتاب و باد ــ هنوز از سجادهها سر برنگرفتهاند!
در باب هیچ نگفتنها - تاریخ: 1401/6/25 ساعت: 3:40
[unable to retrieve full-text content]واقعیت اینه یکوقتهایی انقدر کلمه برای گفتن و نوشتن کم داری که ترجیح میدی کلا هیچی نگی و بذاری فقط زمان بگذره.
در باب اكنون - تاریخ: 1401/6/25 ساعت: 3:40
نشستهام در كتابفروشي آقا امام نظافت كار آمده است كنار دستم وايساده و ويترين را تميز ميكند گوشم يك در ميان به حرفهاش استاز زن پا به ماهش ميگويد از تمديد موعد خانهاش از صاحب خانهاش كه پيش پيش اعلام كرده بايد جابهجا شود و تكرار ميكند غزل خانم ما اتباع هستيم و همه ميترسن ما وقتي زياد ميمونيم خانوادههامو...
در باب حرف مفت - تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 15:58
وقتی من از حرف زدن دربارهی موضوعی ناراحت میشم خواهشا به طرق مختلف هی نیاین بپرسین عه چرا آخه آخه چرا اینجوری شدآخه شما که فلان بودینمن اگه شما رو امین بدونم خودم حتما به عنوان گزینه مناسب میام سراغتون و حرفامو میزنم.در غیر این صورت حرف زدن شما فقط باعث آزار دادن بقیهاست.یه چیزی که تموم میشه یا چیزی ...
در باب نگفتهها - تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 15:58
مردی وسط دیوار چوگان به دست سوار بر اسب میانمان ایستاده بود مرد سوارکار در میان کاشیهای زرد با گلهای صورتی کاخ گلستان سالها به تماشای آدمهای شبیه به ما روی دیوار جا خوش کرده بود من یک طرف ضلع دیوار ایستاده بودم و او آنطرف.اهل ژستهای رمانتیک و درامبازیهای زوجهای امروزی نبودیم اما هرآنچه که بود صادقان...
در باب پاییز - تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 15:58
[unable to retrieve full-text content]هنوز شهریور نشده از صبح حال و هوای صبحهای پاییز و دارم خسته و کشدار و کسلکننده برای همه لذتبخشه اما من چرا جون میدم برای ۶ماه اول سال؟
در باب فصول - تاریخ: 1401/5/11 ساعت: 17:02
* شیش ماه اول سال برای من بهترین روزای سال حساب میشه. گذر سه ماه اول برام ملموستر و قابل لمستره هرچند اون هم خیلی سریع میگذره اما واااقعااااا سه ماه بعدی رو نمیفهمم کی اومد کی رفت.مرداد دقیقا مرموزترین ماه ساله هیچوقت هیچ خاطرهای رو از مرداد به یاد نمیارم بس که سریع گذشته و عمرخاطرههاشم همونقدر سریع...
در باب ای کاشها - تاریخ: 1401/5/11 ساعت: 17:02
چیزی که همیشه بهش معتقد بودم این بود که آدمها خودشون خودشونو معرفی میکنن و لازم نیست برای دیده شدن تلاش اضافهای کنن. تو دانشگاه هیچوقت نخواستم که شاگرد درسخون تو چشم بقیه باشم، همیشه همون ادم ساکت یواش بیا و یواش برویی بودم که بعد از چندماه استاد و بقیه همکلاسیا خودشون پیشقدم میشدن برای معاشرت و تعا...
در باب بیکاری - تاریخ: 1401/5/11 ساعت: 17:02
بهطور عجیبی روزهای وسط هفتهام رو خالی کردم و این آزاد شدن وقت برام هم لذتبخشه هم دردسر شده.حس بطالت و بیکاری که بهم دست میده واقعا منعم میکنه از انجام دادن کارهایی که براشون در طول هفته برنامهریزی کردم.سعی میکنم مبارزه کنم و به زور برم سراغ انجام دادن کارهام. اما باز همچنان حس میکنم کاری برای انجام ...
از جمله دردهای تازه کشف شده - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 8:04
[unable to retrieve full-text content]بالاخره بعد از ۵ روز درد مزمن گردن امروز تسلیم شدم که بله گاهی وقتها بدنم زورش از من بیشتره و میتونه پیروز هر نوع مسکن و دردی باشه
در باب حرفهای شبانه - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 8:04
۱. در مستاصلترین حالت زندگیمم نه اینورم نه اونور به طور کلی معایب و خیلی خوب میبینم اما هنوز نمیتونم تشخیص بدم کفهی کدوم ترازو سنگینتره.... نکات منفی یا مثبت!یه نقطههایی انقدر مثبت و شیرینه که تو هزار برابر هم بزرگتر میبینشون اما یه وقتاییم نقطههای تاریک انقدر مخوف و تاریکن که حتی اگه تعدادشون انگشت...
در باب گرسنگیهای شبانه - تاریخ: 1401/3/26 ساعت: 11:49
[unable to retrieve full-text content]سلطان شام نپزهای شبانه مدت هاست فهمیده سالاد خوشمزه از صدتا غذای مفصل مرهم بهتریه برای گشنگیهای بعد از بازگشت به منزل.
در باب شوپن - تاریخ: 1401/3/26 ساعت: 11:49
[unable to retrieve full-text content]مدتها بود نشنیده بودمش... دیشب بعد از مدتها دوباره شنیدمش. بله من پتانسیل مردن با این قطعه شوپن رو دارم.
در باب شادی - تاریخ: 1401/3/26 ساعت: 11:49
واقعا آدمیزاد سیستم پیچیدهایه گاهی فکر میکنم ما چطور میتونیم انقدر زخم خورده باشیم اما باز همچنان برای زندگی با کیفیت بهتر تلاش میکنیم؟در حالی که شرایط اجتماعی و البته ایدئولوژی حاکم عامدانه اجازه نمیده که از فضای افسردگی دور باشیم چطور داریم دست و پا میزنیم که شاد باشیم. حالا دیگه هرکس به شیوه خودش...
در باب تنهایی - تاریخ: 1401/3/16 ساعت: 8:39
[unable to retrieve full-text content]یه شبایی که در و باز میکنم میام تو خونه فقط میگم خداروشکر مجبور نیستم کسی و ببینم.
در باب نصیحتهای شبانه - تاریخ: 1401/3/16 ساعت: 8:39
به واسطه تجربه اندکم در زندگی فهمیدم هیچوقت نه برای اتفاقهای خوشایندی که برام میفته زیادی خوشحال باشم و نه برای رنجهای عمیقی که ناراحتم میکنه زیادی غمگین باشمهیچکدومشون ثابت و همیشگی نیستن هر دو گذرانمهم اینه که خودت بخوای بخش پر رنگ زندگیتو تو کدوم جبهه باشی.Adblock test (Why?)
مجاب - تاریخ: 1401/3/5 ساعت: 22:49
[unable to retrieve full-text content]علیالحساب اینو بشنوید ببینم برنامهام برای ادامهی روز چیه.
درخت - تاریخ: 1401/3/1 ساعت: 23:18
سرگذشت درخت میداندرقم سرنوشته میخواندگرچه با رقص و ناز در چمن استسرنوشت درخت، سوختن است…آن درخت کهن منم كه زمانبر سرم راند بس بهار و خزاندست و دامن تهی و پا در بندسر كشیدم به آسمانِ بلند.شبم از بیستارگی، شب گوردر دلم پرتو ستارهی دورآذرخشم گَهی نشانه گرفتگه تگرگم به تازیانه گرفتبر سرم آشیانه بست كلاغ...
از مجموعه دلتنگیهای آخرشبی... - تاریخ: 1401/3/1 ساعت: 23:18
[unable to retrieve full-text content]گاه به گاه پرسشی کن که ذکات زندگی پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است... بشنوید: علیرضا قربانی
در باب جمعه - تاریخ: 1401/3/1 ساعت: 23:18
[unable to retrieve full-text content]دانم که آه ما را باشد بسی اثرها لیکن چه سود وقتی کز ما اثر نباشد.

برچسب‌های مرتبط

بیست و یک سالگی | من بیست و یک سالگی | سن بیست و یک سالگی | عکس کیک تولد بیست و یک سالگی | ) meaning | ) emoticon | ) meaning in text message | ) emoji | اندر فواید استفاده از ماهواره | دوست معمولی باشیم