+ - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:11
ترس من از زلزله درست شبیه اینه که از صبح تا شب هزار و یک جور بداخلاقی و کج خلقی کرده باشی،سر چک برگشتی و پول های معوقه ات زمین و زمان را بهم دوخته باشی با راننده تاکسی و اتوبوس بحث کرده باشی و در صف نانوایی ادم های قبل و بعد از خودت را چزانده باشی، به دنیا و آدم هاش بد و بیراه گفته باشی، سخت کار کرد...
در دل و جان خانه کردی عاقبت... - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 21:12
سنی نداشتم که دورهمی های فامیل فضایی رو فراهم کرده بود برای هرکسی که دستی به ساز داشت و ذوقی در دل و صدایی خوش، از اول شب با مرغ سحر xa0شروع می شد و تا پایان شب به دامن کشان ختم می شد... خلاصه که ما هفت هشت سالمون بود و شاید هیچی هم از سر کردن ناله مرغ و تازه کردن داغ دل نمیفهمیدیم و هرچی که بود فقط...
its ok be continue - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:48
هی مچاله بشم خفه شم نفس نکشم دوباره ادامه بدم.هی غرق بشم طوفان ببره منو زمین دهن باز کنه بخورتم دوباره ادامه بدم. هی ذوب بشم یخ بزنم برم تو چنگال روزگار دوباره ادامه بدم. چی میشه آخرش؟ادامه میدی بدون اینکه دیگه برات مهم باشه چه روزایی رو داری پشت سر میذاری. کوندرا به سلسه ی اتفاقات اعتقاد داره اینکه...
تا هفت خانه آنوَرتر - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 2:52
کی فکرشو میکرد یکی دوسال پیش وقتی مِن مِن کنان مونده بودیم که رو پخش آنلاین کدوم فیلم بزنی دستت بره روی "هیچ کجا،هیچ کس" و ما ذوق مرگ بودیم از بازی نگار جواهریان و صابر ابر.آخر فیلم جمله ی طلایی و زدیم به دایرکت و نوشتیم آقای ابر :آدم بميره بهترxa0از اينهxa0که خل باشهxa0وليxa0فکر کنهxa0سالمِ. پسرخون...
میریم خونه جدید - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 2:52
اینکه ما دوازده ماه سال و تو این خونه یخ زدیم و وقتی مشتری اومد گفت اینجا سرد نیست؟همه چیز اوکی ِ؟گفتیم اوکیِ یعنی ما دروغگوییم.اینکه بنگاه دار مشتری رو آورد خونه و بخاطر یه کاغذ دیواری معمولی گفت این خونه سال پیش از اول نوسازی شده یعنی بنگاه دار دروغگوعه. اینکه مشتری بخاطر پول کمش رضایت داده بود به
فرشته ایی به نام خاله - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 2:52
فرشته ایی به نام خاله وقتی که خاله سرور تو این خونه می چرخه وقتی که حواسش به ریز و درشت جریاناتی که اتفاق میفته هست یعنی همه چیز درست و حسابی سر جاشِ! یعنی نظم خونه سر جاست آرامش هست عشق هست امنیت هست... + تاريخ ۱۳۹۶/۰۳/۱۶ نويسنده غزل |
شاعر در این رابطه میفرماد که: - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:02
یک سبد شعر و غزل ...یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد شاعر در این رابطه میفرماد که: نیکی و بدی که در نهاد بشر استشادی و غمی که در قضا و قدر استبا چرخ مکن حواله کاندر ره عقلچرخ از تو هزار بار بیچاره تر است ... xa0 نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۰/۰۳ توسط غزل|
همسایه بالایی - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:02
یک سبد شعر و غزل ...یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد همسایه بالایی آخر یه روز میرم و در خونشون و میگم ببین اشکالی نداره که شما شبای امتحان یادتون میفته بزنید تو سر و کله هم xa0و فاجعه بیافرینید اما واقعا جلوی بچه اینجوری بهم فوش ندین :/ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۰/۲۶ توسط غزل|
:/ - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:02
یک سبد شعر و غزل ...یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد بعد از یکسال تازه فهمیدم شاگرد دوم کلاس شدم :/ xa0 نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۱/۰۹ توسط غزل|
انکار! - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:02
یک سبد شعر و غزل ...یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد انکار! باید برم مطالعه کنم کتاب های روانشناسی را ورق بزنم و در گوگل سرچ کنم مرض انکار!مدتهاست که دیگر نسبت به اخبار و حوادثی که اطرافم در جریان است حالت انکار را پیدا کرده ام می گویند فلانی مرده است لحظه ایی فکر می کنم و خوب بعدش ع
تغییر میکنیم ، مثل؟ - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:02
یک سبد شعر و غزل ...یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد تغییر میکنیم ، مثل؟ یکی از دلایلی که باعث شده این وبلاگ و تا حالا پاک نکنم اینه که هر از چند گاهی با اکراه برگردم نوشته های سابقمو بخونم و بلند بلند بخندم! نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۲/۰۶ توسط غزل|
بیست و دو سالگی - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:02
بیست و یک سالگی مزه ی رفتن داشت مزه ی دل نبستن و عادت نکردن به هیچ چیز و هیچ هیچکس.بیست و دوسال و یک روزه ایی هستم که به انتظار تجربه های تازه و اتفاقات خوب دست به سینه نشسته است و سوت بلبلی می زند.
تا هفت خانه آنورتر - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:02
کی فکرشو میکرد یکی دوسال پیش وقتی مِن مِن کنان مونده بودیم که رو پخش آنلاین کدوم فیلم بزنی دستت بره روی "هیچ کجا،هیچ کس" و ما ذوق مرگ بودیم از بازی نگار جواهریان و صابر ابر.آخر فیلم جمله ی طلایی و زدیم به دایرکت و نوشتیم آقای ابر :آدم بميره بهترxa0از اينهxa0که خل باشهxa0وليxa0فکر کنهxa0سالمِ. پسرخون...
گردنمون کوتا شده انصافانس؟ - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:22
باد توی گوشم میپیچیدتوی ذهنم ساز و دهلی به راه بود که نگو یکی میومدم جلو دوتا به عقب برمیگشتم بین گیرودار رد شدن از لابلای ماشینا چشمم خورده بود به درخت توی کوچه که خرمالوهای نارنجی رنگش قدِ شاخه هارو خم کرده بود میگم نگا نارنجیارو به زبان حال با ادم سخن میگه فکر کرده بودم که باید ثبت شه تو آرشیوِ ر...
بیست و یک سالگی! - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:20
تمام مدت فکر کرده بودم که باید از کجا بنویسم و چه بگویم دلمxa0 پر بود از روز های بیست سالگی که گاهی بلند بلند خندیده بودم و روزهایی را که های های گریه کرده بودم. دلتنگ بودم اما میخواستم که خوشحال باشم و انرژی ببخشم گاهی فکر میکنم جابجایی من بخاطر دانشگاه فقط وسیله بود تا به این بُعد از وجودمxa0 پی ب...
:) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:19
آهای فلک که گردنت از هممون بلند تره به ما که خسته ایم بگو خونه ی باهار کدوم وره؟
اندر فواید ماه رمضان - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:19
ماه رمضون هیچ خوبیی که نداشته باشه لااقل یه خوبیه خیلی خوب داره! و اون اینه که اول صبح ها به جای استنشاق هوای تازه مجبور نیستم کله پزی های در گاراج(ژ) رو تحمل کنم!
معمولی باشیم(!) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:19
جدیدا به دو دسته از آدم ها خیلی فکر میکنم دسته اول همان بادی به هر جهت ها هستند که تنها منتظر یک حادثه یا خبر ولو ناچیز یا مهم هستند دسته دوم همان نمره بگیر های سرکلاس که باچندتا مدرک و کار و درآمد دوباره تصمیم به درس خواندن میگیرند. گروه اول همیشه منتظر یک خبر جدید هستند از تحریم آجیل نخوردن های سف...
دلم به بوی تو آغشته است.... - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:19
دلم به بوی تو آغشته است سپیده دمان کلمات سرگردان برمی خیزند وxa0خواب آلوده , دهان مرا میجویند xa0تا از تو سخن بگویم xa0کجای جهان رفتهای نشان قدم هایت چون دان پرندگان همه سویی ریخته است باز نمیگردی، میدانم و شعر چون گنجشک بخارآلودی بر بام زمستانی به پاره یخی بدل خواهد شد... «شمش لنگرودی»
غصه نخور دیونه... - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:19
تو یکی از همین شبای بیست و یک سالگی که یهو حس کرده بودم بزرگ شدم ،حس کرده بودم باید واقعیت ها رو همونجوری که هست بپذیرم توی دلم چنگ میزدم xa0به روزگار که آخه لعنتی کجا سرناسازگاری باهات داشتم که الان خفتم کردی؟کجا بهت غر زده بودم که ولم کنی حالا اما اینجوری سفت وسخت چسبیدی بهم، تو یکی از همین شبای ب...

برچسب‌های مرتبط

بیست و یک سالگی | من بیست و یک سالگی | سن بیست و یک سالگی | عکس کیک تولد بیست و یک سالگی | ) meaning | ) emoticon | ) meaning in text message | ) emoji | اندر فواید استفاده از ماهواره | دوست معمولی باشیم