پارت یک: پچپچ بچهها را میشنوم، اصل ماجرا را نفهمیدهام اما هرچه هست مسئله مرتبط با من است، میگم چی شده با مناید؟ "د" با همان متانت و خندههای ملیح همیشگیاش از دور میگوید غزل جون نترسین اما یه گربه رفت تو بخش کودک، خندهام میگیرد، متعجب نگاهش میکنم: تو از کجا فهمیدی من از گربه میترسم؟
تو کوچه دیدمتون که یه بار چهجوری در رفتین :))
با هم میخندیم میگم اگه تو نمیترسی بیا بریم پیشش.
پارت دو: برخلاف همیشه اینبار بچه گربهای که میبینم بسیار ملوستر و بیدفاعتر از آن است که بخواهم از صد فرسخیاش فرار کنم، به خودم نگاه میکنم و فکر میکنم که حضور من میتواند برای این جثهی نحیف ترسناکتر باشد تا آنچه که همیشه پیش از این فکر کردهام.
گربهی کوچک توی قفسهی خمیربازیها جا خوش کرده، تکان نمیخورد هر از گاهی دمش را دور پایش حلقه میکند و خیره به ما نگاه میکند. میدانم همه چیز توی ذهن من است، همهی ترسها، همهی مواجه نشدنها، همهی فرار کردن از تجربههای نزیسته، دستم را جلو میبرم آرام روی سرش میگذارم، بیدفاعتر از آن است که برخلاف باور همیشگیام انگشتم را گاز بگیرد یا واکنش عجیب غریبی نشان بدهد، چشمهایش را میبندد و من نوازشش میکنم، باورم نمیشود، بچهها هم باورشان نمیشود.
پارت سه: هوا تاریک شده، از کتابفروشی زدهام بیرون
ده دقیقهای پیاده تا مترو فاصله دارم.
وسط راه یکهو دستم را از بند کیفم آزاد میکنم و بهشان زل میزنم
به خطوط روی انگشتهایم خیره میشوم،
چند باری تکانشان میدهم تا خیالم راحت شود که دستهای خودماند، دستهایی که تا همین بعد از ظهر کتابهای توی قفسه را جابهجا کردهاند
دکمههای روی کیبورد را فشار دادهاند لیوانهای چای را شستهاند.
همه چیز عادی بهنظر میرسد، یکهو تپش قلب میگیرم
به این فکر میکنم که چطور توانستهام با این دستها، با همین انگشتها که حالا به خطوط رویش خیره ماندهام همین نیمساعت پیش گربهای را بغل کنم؟
هنوز باورم نمیشود، یک دستم را در جیبم میکنم و با دست دیگرم بند کیفم را میگیرم، تا نبینمشان، هیچوقت انقدر باهاشان غریبه نبودهام، دستهای خودماند اما انگار تا همین نیمساعت پیش به قدرتشان باور نداشتهام، قدرتِ غلبه کردن بر ترسهایم، ترسهایی که با همهی بزرگیشان همیشه محصور در فضای ذهنم بودهاند. اما حالا همین دستها، همین انگشتها توانستهاند گربهای را در آغوش بگیرند بی آنکه اجازه دهند اضطراب کهنهی بیستساله غلبه کند.

ما را در سایت یک سبد شعر و غزل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 14